تنم را ب قطرات باران می سپارم...
هـنــوز هـم وقــتـی بــاران مــی آیـد ...
تـنـم را بـه قــطـرات بــاران مـی سـپــارم...
مــی گــویـنـد بــاران رسـانـاســت...

شــایـد دسـتـهای مـن را هــم بـه دســتـهای تــو بـرســاند ...............
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 5:52 توسط نســـیم دختـر تنهــــــ♥ــــــایــے
|